کتاب الکترونیک جاوا - رمان عاشقانه دیوار شیشه ای

گوشه ای از رمان :

گامی به جلو برداشتم. باز هم جمله او گام هایم را متوقف ساخت.
- من بدون تو نمی تونم زنده باشم، حتی یه لحظه ، حتی یه ثانیه. من به عشق تو محتاجم ، من ، من به عشق تو محتاجم و به محبت تو و به ... به اون چشم های معصوم و نجیب.
هنوز همان جا ایستاده بودم . یعنی درست می شنیدم؟ این سخنان از دهان مهریار بیرون می آمد ؟
مهریار من؟ عشق من؟ وای باورکردنی بود؟! اشک باز هم راه خودش را باز کرد. به خودم و به اشکهای بی موقعم ناسزا گفتم. من چرا نمی تونستم بایستم و در کمال آرامش حرفم رو بزنم؟! چرا این اشکهای مزاحم همیشه باعث رسوا شدنم می شدند؟!
صدای خش خش گام هایی روی برف های سفید به من فهماند که او به من نزدیک می شود. قلبم تپیدن را از سر گرفت. ای کاش تپش آن قطع می شد! می ترسیدم صدایش رسوایم سازد. آب دهانم را فرو دادم. مهریار روبرویم قرار گرفت .
- دوستت دارم تینا ... اینو باور کن .
با صدایی که گویا از فرسنگ ها دور می آمد گفتم :
- باور نمی کنم ، عاشق برای کسی که دوستش داره حاضره از جونش بگذره.
باز هم چشمانش هزار سخن را فریاد کرد و صدای بیمارگونه اش به گوشم رسید :
- منم دریغ ندارم.
با بغض گفتم :
- پس چرا باور عشق من برات انقدر سنگینه ؟ چرا نمی خوای باور کنی منم می تونم عاشق این چشمای غمگین باشم؟
- باور میکنم . چون خودم هم تو اولین نگاه اسیرت شدم. چنان قدرتی تو چشمای مسخ کننده تو چادر زده که پاهام رو لرزوند و اسیرم کرد. اما چطور میتونم اجازه بدم تو ... تو انقدر برام عزیزی که حاضر نیستم باعث عذابت بشم. تو خیلی دیر اومدی! وقتی اومدی که قلب مرده من جایی تو سینه ام نداره . غرور مردی که ادعا می کنی دوستش داری شکسته شده! یه مرد بدون غرورش ارزش نداره.
تو چطور می خوای با مردی که غرورش شکسته شده و دلش هزار بار مرده ، خوشبخت باشی؟ از من نخواه بین تو و خوشبختی تو فاصله بندازم.
با سماجت گفتم :
- اما من فقط تو رو می خوام . می فهمی ؟ فقط تو رو ! همین مرد شکسته شده بی غرور رو . چون هنوز برای من سرپاست و غرورش دست نیافتنی. چون برای من همه چیزه. عشق به زندگی ، عشق به بودن و نفس کشیدن. چون نگاهش بهم امید می ده.شاید باور نکنی اما وقتی نگاهم می کنه احساس می کنم هنوز زنده ام و قادرم نفس می شکم. وقتی بهم لبخند می زنه حس می کنم شبهای سرد زندگیم رو به گرما می ره. تو گرما بخش زندگی سرد و یخ زده منی. تو همه چیز منی.. همه هستی من .



  لینک دانلود - دانلود کتاب الکترونیک جاوا - رمان عاشقانه دیوار شیشه ای با حجم 270 کیلوبایت

  پسورد: www.birmobile.com


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 اسفند 1389    | توسط: محمد    |    | نظرات()